تبلیغات
.: میقاتِ دل .:
Slide 1 Slide 2
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هرروز زیارت عاشورا.میخوایم حسینی ها رو غربال کنیم.با معنای ژرف بخونیم،باخون دل بخونیم،با یه تصمیم برای آدم شدن،برای سرباز شدن.سربازی که شب عملیاتی بعد خاموشیه چراغ ،با نور مهتاب،صف شکنی کنه.وعده ی ما:چله نشینی ارباب؛ کی ها پایه هستن ؟ بسم الله ..




آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
نغمه دل بیمار من

قفل دل بیمار من ..


من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم.

(انعام 60)




موضوع :
میقاتی ها , 

چند شب پیش مراسم ختم این شهیدمون بود که از سوریه آوردن ؛ برخلاف همه روشن سر کرده بود که بگه مجلس یه شهید مجلس عزا نیست .

بنظرت چقدر درخورش هستی ؟ لیاقتش رو داری ؟  میدونی  چند نفر رو تو لیست رزرو داریم ؟

نمیگم آرزوم مرگته ، میگم آرزوم پروازته تا آخرین نفس هات برای حق . شاید دردناک باشه ولی بیشتر از غم و اندوه و ناراحتی ، شیرین و دلنشینه مثل تولد دوباره  ققنوس.
کلام آخر
بهتون افتخار میکنیم ؛ مراقب گرمی نفس هاتون باشید . سالم برگردید واسه میدون جنگ بزرگتر ، آقا بهتون نیاز داره.
با عزت برگردید .
جنگ ها یکی پس از دیگری در راهه ؛ هموزم فرصت هست . آی اونی که تازه شروع کردی به کار فرهنگی ؛ کار فرهنگی یک قرن زمان نیاز داره . فرصتی نیست !!! زمان شناس نیستید !!!!  نزدیکه و این وعده و پیشبینی اهل بصیرته ؛ باید برای مبارزه  آماده شیم ؛ موج شهادت دوباره راه افتاده . شهیدانی که هنوز بوی خون هاشون گرمه گرمه ..
 هرگز نلغزید ، ندامت و لرزیدن و ... برای وابستگی های دنیا ، کار شیطانه . شیعه علی مثل شیر می ایسته و عقب نمیره ، زانو نمیزنه ، با نجوای لای لای  اذان توی گوشش و شهادتین بر لب برای سنگ صبوری پسر فاطمه می ایسته تا آخرین نفس .
دشمن ناحق ، فقط این شمایل دست نشانده چاقو به دست آن سوی مرز نیست !  داخل هم نفوذ کردن . همه جا هستن . ای کاش تیشه هامون رو گره میکردیم تا بزنیم به ریشه  دجال . ریشه رو باید کُشت .

فراموشی و انکار  ، آدمی رو به جایی میرسونن که نباید . نفست باشه یا نباشه  مهم نیست ، مهم اینه که مَرد باشی و باعزت پیش سلطان نینوا سربلند کنی .
دعای خیر من و بقیه بدرقه راهتون ، حتی مادرهایی که تا پای رفتن با اشکهای حلقه زده روی گونه تمنای نرفتن دارن ؛ نلرز ، به انتهای مسیر فکر کن .
فقط میخوایم سینه دشمن رو بشکافید برای اشک یتیمان یمن ، برای دیوار درهم حَرم ، برای انتهای نگاه همت و باکری و چمران . برای دل آشوب صاحب عزا .

موفقیتتون آرزوی همه ماست
چه یک نفر باشید و چه یه گُردان
دعامون کنید بتونیم تمام شاگردهامون رو تا ابدی که هستیم ، مرد بار بیاریم . محکم و سخت برای حق ؛ تا فاتح قله های خیبرگشای شما باشند .
دلاوران صف شکنی ..

امضا :  از طرف همه زنان ایرانی برای شما

تمام
در پناه حق باشید و  شیرمَرد و منتقم
یا حق


روزهایی پر از درد گذشت.پر از سکوت و تنهایی و بغض.پر از شکوه و تامل و درنگ.پر از لجبازی کودکانه با بله سرنوشت.پر از نه.پر از نه و نه و نه.انتظار و سکوت و خیال.خیال و نه اوهام.
رویای پرواز پرستویی که آرام آرام خود را به سختی به آغوش افق چسباند تا در کرانه بخشنده آسمان محو شود.تا آسمان آرام و بی تفاوت نیلی را با رنگ خون دلش رنگ زند.تا تمام رویاهای سخا و سخت و سخت فرزندان آدم را با آرامش و دلگرمی و محبت دل ساده اش معامله کند تا خون دل را او بنوشد و آدمیان شیرینی لبخند را بچشند.
دیربازیست ک وعده تحول میدهند و بارانی پاک به رنگ رویای زیبای پرستو،پرستو همچنان سخت ایستاده اما خرده سنگهای مسیر جابجا شده اند.در دل کویر خیال نوید روزهای ابری داروگ زمزمه میشود.اما آیا در این بازار شبیه سازی حیات،بالهایی همچو او را هم در سالنامه 1394 نوشته است؟!
پرستو لحظه لحظه های انتظار را نوشید و جایی برای درنگ و تامل نیست.پرستو در کوچیدن بازمانده و در تنها پریدن ناتوان مانده.
نه گفتن و نه گفتن و ایستادن،مسئله این است...
انسان غرق میشود
...ﭼﻪ در درﯾﺎ
...ﭼﻪ در روﯾﺎ
...ﭼﻪ در ﮔﻨﺎﻩ
پروردگارا 
ما را لحظه ای به حال خود رهایمان مکن.   
آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .
یک جمله زیبا از طرف خداوند
“قبل از خواب دیگران را ببخش و من قبل از اینکه بیدار شوید ،شما را می بخشم."
خدایا
به آنچه که دادی تشکر! به آنچه که ندادی تفکر! به آنچه که گرفتی تذکر! که داده ات نعمت! نداده ات حکمت! و گرفته ات عبرت است!
یا رب؛ آنچه خیر است در تقدیر ما کن! و آنچه شر است از من و دوستانم جدا کن.
آمین یارب العالمین.

در کودکی 
پاکن هایی ز پاکی داشتیم 
یک تراش سرخ لاکی داشتیم 
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت 
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود 
برگ دفتر هایمان از کاه بود 
تا درون نیمکت جا می شدیم 
ما پر از تصمیم کبری میشیدیم 
با وجود سوز وسرمای شدید 
ریز علی پیراهنش را میدرید 
کاش میشد باز کوچک میشدیم


زیباترین را جویا شدم و کندوکاش کردم و او را نیافتم !!!


زیباترین انسانی که انگاشتم مالک چشمان رنگی ، قد بلند ، موی بلوند ، تنی تراشیده  و پوستی روشن نیست !
مدل های برندهای معروف و  هنرپیشه ای مشهور ، آنکه زیبا بنظر آید و اوکه ظاهر فریب است ؛ زیبا نیست ؛ زیباترین ها فقط شبیه حرفهایشان هستند و مرد عمل .
و چقدر دوست داشتنی است و زیبا ، اوکه عطرانسانیت او از هزاران متر دورتر دلت را نوازش میدهد . نیازی به ظاهر فریبی ندارد ؛ لبخندی گرم در پس آرامش نگاهش هرچند آشفته باشد و خسته ، باز هم تمام آرزویت میشود .
دیربازیست که چنین موجودی با چشم غریبی میکند ، انگار میترسد از رخ نمایی در بینابین این اجنبی تاریک دل  ؛
زیباترین همانیست که اگر یک لیوان چای داغ  ، پس از خستگی یک روز ، کنار او سرد شود ، آرامش او گرمت می کند .
ای تویی که زیباترینی در کنار خویش داری ، قدرش را بدان و آرامش را برایش زیبانگاری کن . ترکش نکن . درکش کن . بمان و بگو که لایق هستی و میمانی .
 انسانیت گوهر تابناک زندگیست و بهای آن حیاط  طیبه اخرویست و بس .

و تو ای آدمی ، ای همانی که ندای تعفنت جهانیان را از حیات گریزان است ؛ بدان و بخوان که سرنوشت دیر یا زود ، سپیده صبح را هرچند نحیف و ضعیف و سرد ، باز هم آن را به ارمغان می آورد تا پشت کند به درجات کنده شده از شانه های سربازهای پُر نشانِ هوس ، ریا ، نیرنگ و دروغ ...
اُف بر تو ای سیه دلِ ناشناسِ لاقدر ...

زیباترین ها فقط شبیه حرفهایشان هستند و مرد عمل
زیباترین ها فقط شبیه حرفهایشان هستند و مرد عمل
زیباترین ها فقط شبیه حرفهایشان هستند و مرد عمل




من یار مهربانم          ...        دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان       ...          با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان    ...        من یار پند دانم


چه روزگار شیرینی بود ! یادش بخیر . چه موجودات عجیبی هستیم ما موجودات دو پا ؛ تا بچه ایم آرزو میکنیم بزرگ شویم ، تا بزرگ می شویم ، آرزوی کودکی داریم و خاطراتش را حتی گریه های از سر زمین خوردن ها و یا دعواهای بچگی را زیبا میپنداریم . زمانیکه عزیزانی را در کنار خود داریم ، نمیدانیم چ کنیم و چ بگوییم و می شکنیم و بعد به فکر بند زدن می افتیم . زمانیکه نیستند باز هم به سراغ کتابچه خاطرات میرویم و پاره پاره ورق هایش را زندگی میکنیم ..
ناسپاسی و ناشکری و شکستن اساس حیاتمان شده . شکستن خنده ها . شکستن لحظه ها . شکستن عمر که به برقی می گذرد . شکستن مقدسگاه دل که گویی برای آدمی بی ارزش ترین و پست ترین هاست .
گاهی فراموشمان میشود که شاید لبخند زدن به عابری گذشته از زن و مرد بودنش ، پیر و جوان بودنش ، خنده و گریان بودنش ، شاید آن روز حال او را خوش کند .




موضوع :
میقات ما , 
یا لثارات الاماما ..

زمانیکه برگزیدم این شایسته را ، هراسان و مشوش از پیامدش بودم ، شاید از برای آخرین انتخاب ها ؛
امروز خرسندم ؛ حاصل انتخابم فرزندانی هستند که سربلند پرچم ایران را بالای سر دورادور گـــود علم میکنند و حتی اگر از بازماندگانند ، صبوری و لبخند سرخشان و آن مرام پهلوانی پسندی که معلمانه در جام خرد نوشاندمشان ، آرامش را به دل پرتلاطمم باز می گردانند و همگان را مبهوت و حیران می گرداند که اینان از چه هستند ؟!

برای من تک تکشان ، فرشتگانی ایزدی که ازدحام شور و هیجان و صدا و قهقهه هایشان ، شیرین تر از هر خواسته ایست ..
چه شیرین گوهری بود ، پر دردترین روز من .
« تبریک ! قهرمانان کوچک من »

موفقیت از آنتان و  ایرانی بودن به کامتان .
دل انگیز باشید و پر مِهر
در پناه حق فرزندانم





برچسب ها :
مسابقات ربوکاپ استان البرز , 


تعداد صفحات : 23

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 

جلوگیری از کپی کردن مطالب