ارزانسرا..


خیلی ها میگن محرم تموم شد و فقط همون 10 روز سوگواری کافیه دیگه ! آقا خودش میپذیره ! از 365 روز سال ، سهم سوگ خونین عطشانه ی سالار همینه !

 اینطوره ؟! آخ که چقدر دلم تنگه ! آخ که چقدر دلم درد گرفته ! آخ که چقدر بغض دارم برای نشکستن !

دیدم و کاش نمیدیدم ! از تمام لیالی عاشقی ، فقط  آفتاب ظهر عاشورا رو دیدم تا شاید دل پریشونم پریشون تر نشه ؛ ترجیح میدادم از کناره ی پنجره ، گوشهام رو نوازش بدم و از تلویزیون مراسم ها رو دنبال کنم ، اما صبح عاشورا دیگه نشد که بشه ؛ دلم میخواست زیر سقف آسمون تجدید میثاق کنم ، با خودم گفتم نه ، امروز سرخ پوشها دلشون سیاه پوش نباشه حداقل  به حرمت نون و نمک نذری آقایی که هدفش رو هنوزم که هنوزه درک نکردن ، رخت عزا تن میکنن ، دلم رومهار نکردم و زدم بیرون ؛ وقت برگشتن ، با بغض هایی برای شکستن خدا رو قسم دادم که سال دیگه اینچنینی ها رو نبینم ، زنان و مردان آخرالزمانی که  رخت هلهله و شادی برتن کردن و خلخال بستن و به خیابونها سرازیر شده بودن برای هرچیزی جز سوگواری !!

بودن اما از جنس عزاداران نبودن ، متوهم هایی که برای شراکت در سرور امویان حاضر شدن ؛ خودفروش ها  ندیدن که اشک غربت و آه حسین (ع) در اون  غربت غروب نینوایی و اون عطشان  آخر نگاهش ، دامان همه ی ظالمانِ ارزان فروش رو هم خواهد گرفت .

نه به جرم عزادار نبودن ، که نه ! عزادار سالاری چون او از سر عشق و عاشقیه ؛ چیزی که هرگز نظیرش رو نه توی کوچه پس کوچه های حیرانیشون  و نه به قول مشق های دیکته شدشون توی عمق عشق های زمینی میتونن بچشن  !

به جرم خیانت در امانت ..

خیانت کردی تویی که پوست و گوشتت از جنس خاک همین مرزهاست  . فروختی ولی کاش ، ای کاش اینقدر ارزون فروشی نمیکردی و آبرویی از جنس شهادت طلبی ایرانی رو حداقل با پوششت توی ظهر عاشورا ، تهی نمیکردی !

تهی هستی ؛ و خداوند پناه همه ی خودفروشان تهی ..

 الهی صبر مولای حاضرم را بیشتر کن ..





موضوع :
میقات او ,