أین طالب بدم مقتول بکربلاء ؟

اربعیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ؟؟؟


یا العجب !!!

چه زیباست این گوهران تابناک ، از دل شبنم نمای آدمی . سیل عهدنامه های متعهدین بالاخره  به مدینة العشق کوچید .

 آیا اینان فردا روزی در نینوای دل حاضرانند ؟! سپیدرویند یا سیه روی ؟! خنجر کین غلاف کرده یا تازیانه زنان بر این سواره ی وحشت می تازند ؟!

گوش کن ؛ حسینم فریاد میزند : «هل من ناصر..؟» ، رهایم ساز ، همچو دل آبی رنگِ زلالِ  رودها ، رهایم ساز .

 سبحان من زنجیر از پایم بگشا  و یاریم ده تا نینوا ؛ و آندم که آمدم به میدان ، حسینیم ساز ، بی تردید ، بی گله ، بی خستگی و ناله . دیدگانم را پاک کن از این غبار خاکی ؛ مانعم برای پرواز دیگری نکن  و  منعم هم نکن ..

رویایی از پرواز . تمام نفس هایم را نذر این صعود ساخته ام . تمام روزگارم را تنها مرهم این خسته دل بوده ای ، پس باش تا جبران سازم آندم که بودی و من نبودم !

حکایت از روزگار خودخواهیست که یکه درس کربلا را از نگاهم دور ساخت . خداوندا ! خداخواهی که حسین با اشک دیدگان برایم نوشت را امروز باور دارم و شاید از کمی قبل تر ، یک روز سرد پاییزی در بهاری از سال 90 . بیاد آوردم که عبور کنم برای درس معلم . معلمی از جنس زمان ، که هنوز هم چشم براهست .  غافله  حرکت کرده ، امیدم باش در این تاریکخانه تا این کوچکدل دریایی شود از شوق نگاه  دردانه ات در دل خاک .

یکهزار و اندی سال ؟! 

خدایا ! چه کرده ایم با فرزند حبیبه ات ؟!!!

خودخواهی  مانعی بی رنگیست که  فرزند آدم را بازداشت ،  تا تازیانه ها را تیزتر از ناکثین و قاسطین و مارقین کرده و به مصاف یابن علی (ع) و یابن زهرا(س) برود !  پس بهای انسانیت چه می شود ؟ عبودیت کجاست ؟!

قاصد روزهای ابری کی میرسد باران ؟؟

 

اللهم عجل لولیک فرج




برچسب ها :
اربعین حسینی ,  جاماندگان ,  موسم عاشقی ,  فرج ,  ظهور ,  خودخواهی ,  خداخواهی , 

موضوع :
میقات ما ,